به آرامی آغاز به مردن میكنی...
به آرامی آغاز به مردن میکنی : اگر ..........
سفر نکنی
کتابی نخوانی
به اصوات زندگی گوش ندهی
از خودت قدردانی نکنی
به آرامی آغاز به مردن میکنی : اگر ..........
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی !
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن میکنی : اگر ..........
برده ی عادات خود شوی
همیشه از یک راه تکراری بروی
رنگهای متفاوت به تن نکنی
از افراد ناشناس فاصله بگیری
به آرامی آغاز به مردن میکنی : اگر ..........
از شور و حرارت زندگی ، از احساسات سرکش
و از چیزهائی که چشمانت را به درخشش وا می دارند
و ضربان قلبت را تندتر می کنند .......دوری کنی
به آرامی آغاز به مردن میکنی : اگر ..........
هنگامی که با شغلت ، یا عشقت شاد نیستی ، آن را عوض نکنی !
برای مطمئن در نا مطمئن خطر نکنی
ورای رویاها نروی ، وبه خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگیت ، ورای مصلحت اندیشی بروی !
امروز زندگی را آغاز کن !
امروز مخاطره کن !
امروز کاری کن !
نگذار که به آرامی بمیری !


عاشق شوی، و اگر هستی کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.